بسم الله الرحمن الرحیم

میم حاء قاف

فغان سنگ

فغان سنگ

گفتم بله ولی ذهنم درگیر شد! علت تاکید پسرک روی خارجی اش چه بود؟ چرا خود را خارجی می دانست؟ مگر نه آنکه در ایران زندگی می کرد؟ شاید حتی همین جا هم به دنیا آمده بود! چرا خود را جزو ما نمی دانست؟ شاید نگاه های نچسب برخی…

دندان پزشک با وجدان

دندان پزشک با وجدان

دکتر که بوی شرمندگی پدر به مشامش خورده بود گفت:«دندانش حیف است! هنوز کار می کند. چرا بکشید؟! درستش می کنم. کودکتان درد دارد، بنده هزینه و اجرت خود را نمی خواهم!»

مرگ گرم

مرگ گرم

گذر زمان اما اثبات کرد که این مهمان احتمالا بی سواد است و از فرهنگ ذره ای بویی نبرده است. آداب معاشرت هم بلد نیست. نشنیده که می گویند «مهمان گرچه عزیز است ولی همچو نفس / خفقان آرد اگر آید و بیرون نرود»؟! البته چه انتظاری می رود؟ فارسی نمی فهمد که! پس لابد ضرب المثل چینی را هم نشنیده که می گوید «ترک مهمان، آرامش میزبان را به همراه دارد»؟!

دانشجو شولی

دانشجو شولی

در دهه هشتاد یک بحثی بود به نام دانشجو پولی!
در آن زمان و تا این زمان برخی توانسته اند با پول به پای زحمات برخی دیگر برسند و با هم سر یک کلاس نشسته و مدرک یکسان دریافت کنند! فارغ از پدیده ی دانشجو پولی، گویا پدیده ای دیگر دامن دانشجویان دهه نودی را لکه دار کرده به نام دانشجو شولی!!!

معلمان طرح خرید خدمت

نان ناامن (خرید خدمات آموزشی)

معلمان سرزمین من! معلمانی که به اذعان خودشان، کارگران آموزشی اند و تنها در کلاس درس، معلم نامیده می شوند! امروز جلوی درب استانداری تجمع کردند، برای احقاق حقشان! برای لقمه نانی، برای کاری که مدت هاست عرقش خشک شده! برای بیمه 21 روزه، برای شغلی که امنیت ندارد! برای دردسر های طرحی به نام طرح «خرید خدمات آموزشی…»

شوخی نامناسب وزیر بهداشت

شوخی نامناسب وزیربهداشت

فیلمی دیدم از شوخی جنابتان با یکی از ولی نعمتان مان، غم انگیز و مایه تاسف است که چنین کم کاری های خود را پوشش می دهید، در حقیقت فیزیوتراپ (مالنده) اصلی شمایید که با ماستمالی تان روی ماری آنتوانت ها را سفید و ما را سیاه کرده اید.