دندان پزشک با وجدان

دندان پزشک با وجدان

دکتر که بوی شرمندگی پدر به مشامش خورده بود گفت:«دندانش حیف است! هنوز کار می کند. چرا بکشید؟! درستش می کنم. کودکتان درد دارد، بنده هزینه و اجرت خود را نمی خواهم!»